تبليغاتX
حسین آتش پرور

حسین آتش پرور

  همايش ملي وميان رشته اي آب وارزش هاي فرهنگي آن 

              دانشكاه فردوسي - مشهد  ۹ - ۱۰ آبان ماه   ۱۳۸۸   

    ساعت ۱۵   تالار فردوسي - سخنراني آقاي جواد اسحاقيان

            خوانش اسطوره اي داستان ماهي در باد حسين آتش پرور

لينك خبر

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 21:17  توسط حسین آتش پرور  | 

با ترجمه‌ي برخي داستان‌ها به زبان روسي،
«ماهي در باد» حسين آتش‌پرور مجوز نشر گرفت

 خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران  ايسنا
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

حسين آتش‌پرور از وضعيت انتشار آثار تازه‌اش خبر داد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به گفته‌ي آتش‌پرور، به تازگي، داستان‌هايي از مجموعه‌ي «ماهي در باد» از جمله خود داستان «ماهي در باد» به قلم رحمان رجبي به زبان روسي ترجمه و در نشريات ادبي اين كشور منتشر شده است.

از سوي ديگر، مجموعه‌ي‌ داستان يادشده با 12 داستان مجوز چاپ دريافت كرده و از سوي نشر گل‌آذين به چاپ مي‌رسد.

داستان‌هاي «ماهي در باد» بيش‌تر با تم اجتماعي همراه‌اند.

اين داستان‌نويس گفت، نگارش رمان «آوازي ساده براي پرنده‌ي آفتابي» را هم با فضايي بين خشونت و عشق به نيمه رسانده است.

به تازگي نيز كتاب «كوزه‌ها در جست‌وجوي كوزه‌گر»؛ ساخت‌شناسي داستاني ترانه‌هاي خيام با محوريت رباعي «در كارگه كوزه‌گري رفتم دوش» به قلم آتش‌پرور از سوي نشر محقق در مشهد منتشر شده است.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 20:35  توسط حسین آتش پرور  | 

                                                         تقديم به نويسنده ي كتاب اندوه 

                                                             جناب آقاي حسين آتش پرور

                                                                   همكارگرانمايه وفاضل   

 

الا آتش پاك راخا نـــــــــــــدان                          نويسنده ي پرتلاش و،جـــــوا ن

كتاب توراجمله برخــــــــواندم                          زديدار،بس اشك افشانـــــــــــدم

نوشتارتو،جـمله پرمغزبــــــود                          همه داستانهاي بس،نغزبــــــــود

زبــــــارانِِ ِپـــــــاك و، ز آواز ِ او                           چه آوازها ،خفته در ســــــــازِاو

پليدي بشـويـد،زهـــــــربام ودر                          گذرمي كند،برهمه جوي وجـــر

زعُشاق و،ازسـوختن هـــاي او                          زققنوس و،خاكسترو،جــــايِ ِاو

زايرانِ ِآبـــاد، گشـته خــــــراب                           همه آرزوها شده، چـون سـراب

دلم سوخت ازحفره هاي يخــي                         نه ايّام خـوب و،نه روز بــــــهي

همه كارهامانده بس ناتــــــمام                          چوساعت كه گفتي، نشد شادــام

سپيدوسياهـــي،بهم برشدنـــــد                          چويك سايه دركوي وهردرشدند

سياهي به جاي سپيــدي نشست                     توگفتي ،اهرمزد،شددست بَسـت

چوشب گسترانيدفـــــرشِ ِسيـاه                          برآمدزكيوان وخور،ســــوز وآه

به گيتي فزون گشته،اندوه وغم                           بشدچهره ها،پرزچـــــين ودژم

ولي آتشين پرورِپُرتــــــــــوان                           سياهي نماندبه دورِ زمــــــــــان

هماره پس ا زشام ِِسرد وســياه‌                           همي سرزند نورخوردرپـــــگاه

پليدي بسـوزد، درآتش همـــــه                            مكن ايچ زين گفته ها واهـــــمه

تشكرازالطاف و، ازمـهرِتــــو                           ببوسم ،نديده ، من آن چـــــهرِتو

بخواهم زيـزدان ودادارپـــــاك                           بدارد روانِ ِتورا تابــــــــــــناك

 

                          بهمن ماه يك هزار وسيصد وهفتاد ودو

                                            محمد جاباني

                                               مشهد

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 20:24  توسط حسین آتش پرور  | 

فعلا که خط و چرت می‌زنیم

 

 

 

واکنشی به «مانیفست ادبیات آینده»، نوشته امیر احمدی آریان

 حسين ايمانيان 18 شهريور 1388

مانیفست ادبیات آینده»(http://www.rokhdaad.com/spip.php?article274) مقاله‌ای است که قصد دارد تکلیف ادبیات گذشته و آینده فارسی را یک‌سره کند. کلیت نوشتار مذکور بر آن است که در دو دهه اخیر ادبیات فارسی رمان «بزرگ» نوشته نشده است، و اکنون تابیدن نور سیاست فرصتی ایجاد کرده است تا رمان‌های بزرگی نوشته شوند؛ و نویسنده‌های فارسی‌زبان «باید» به فرامین «مانیفست ادبیات آینده» گوش جان سپرده، دست از سر نوشته‌های بی‌مصرفی که تا حالا می‌نوشتند برداند و رمان بزرگ بنویسند. روش مقاله به این ترتیب است که به صورت خلاصه خط بطلانی بر تولیدات ادبی دو دهه اخیر می‌کشد و راه رستگاری را، که همانا نوشتن رمان‌های بزرگ است، نشان‌مان می‌دهد. در طول مقاله توصیفاتی کوتاه از «رمان بزرگ» ارائه می‌شود:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:32  توسط حسین آتش پرور  | 



زير درخت كاج

حسین آتش پرور

 

منبع: نشریه تئاتری پُز
معلوم نبود چه چيز باعث شده بود تا وقتى آقاى احمد شكيبا ازخواب برخاست، خود را شهردار »روشناوند« دانست.

كت و شلوار خاكسترى‏اش را پوشيد و كلاه شاپو به سر گذاشت.ساعتِ بغلى‏اش را بيرون آورد؛ شش و سى و پنج دقيقه‏ى صبح بود. ازخانه بيرون آمد و در خيابان »باغ ملى« شروع به قدم زدن كرد. وقتى‏چشمش به تنها رفتگر »روشناوند« افتاد كه مشغول آب پاشى خيابان‏بود، با متانت سلام كرد و گفت: خسته نباشيد.

رفتگر لحظه‏اى مكث كرد و دوباره به كارش ادامه داد. آقاى شكيبا»ميدان آب انبار« را دور زد و برگشت به همان خيابان »باغ ملى«. رفت ودر كنار عمارت كوچك شهردارى، روى سكوى سيمانى زير درخت كاج‏نشست.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 4:24  توسط حسین آتش پرور  | 


با آوازهای شهرزاد در حوالی لیلا کوه

خوانش شعری از بهاره رضائی

نویسنده: حسین آتش‌پرور

منبع: وازنا

  اگرگالیله‌ی بزرگ سی‌صد سال قبل از تولد هموطن‌اش مارکوپولو حرکت زمین به دور خورشید را کشف کرده بود٬ دیگر لازم نبود که مارکوپولوی عزیز خود را خسته کند و از راه‌ آسیای صغیر و ایران خود را به چین برساند و مشقت‌های سفر را تحمل کند. او می‌توانست دور از زمین بایستد و دنیا را تماشا کند. یا اگر ماجرا‌جو نبود٬ و قدری هو‌شمند‌تر عمل می‌کرد٬ می‌توانست در شعر شاعران قدم بزند و در داستانِ داستان سرایان به سفر برود آشنایی من با بهاره رضایی٬ به بهار اولین کتاب‌اش باز می‌گردد: (آنیتا٬ عروس چهارفصل سکوت.)

در یادداشتی بر کتاب مرا شاعر خطاب کرده بود. در جواب به نفی آن پرداختم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 4:14  توسط حسین آتش پرور  | 



تخیل ، واقعیت نویسنده است

مصاحبه با داستانویس معاصر حسین آتش پرور

حسین فاضلی

 

منبع: عصر آدینه

از مدت ها پیش ، نوشتن کار بلندی در ذهنم بود . چگونه و به چه شکل ، این را دیگر نمی دانستم . فقط می خواستم در دیگران تکرار نشوم و از گذشتگان چه در ساخت و شکل و چه در محتوا عبور کنم . و از همه مهمتر این جایی و در زمان باشم . نه هدایت باشم ، نه گلشیری ، نه صادقی و ساعدی و جای خالی سلوچ و سووشون و همسایه ها و نه حتی ر.اعتمادی و پرویز قاضی سعید. در یک کلمه متفاوت باشم .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 3:40  توسط حسین آتش پرور  | 



بومی نویسی به معنای ایستادن در زمان نیست

مریم حسینیان

 

 منبع: فردوس

این اولین گفتگوی من با حسین آتش پرور نیست. عصرهای زیادی در خانه گرمش مهمان چای ها و محبتهای او و همسرش بوده ام، ساعتها روبروی این مرد بزرگ نشسته ام، سئوال کرده ام و او با حوصله و دقت جواب داده است. آنها که این نویسنده 55 ساله را می شناسند، به خوبی می دانند که حفظ سنتها ، اداب و رسوم و در عین حال حرکت با زمان برایش مهم است.

 حسین آتش پرور متولد 1331 در دیسفان گناباد است. از سی سال پیش نوشتن را به صورت جدی آغاز کرده و علاوه بر داستان، یادداشتها و نقدهای ارزشمندی هم می نویسد.
پرکار و پر انرژی است و البته نسبت به چاپ آثارش دقت و حساسیت دارد. مجموعه داستان" اندوه" و رمان " خیابان بهارآبی بود" به انضمام چندین مجموعه و رمان آماده برای انتشار، حاصل سالهای داستانی اوست.

 آنچه می خوانید فشرده ای از گفتگوی مفصل ماست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 3:30  توسط حسین آتش پرور  | 

 

فرياد آن هزاران چشم تبريزی

براي هفتاد مين سال تولد دكتر رضا براهنی

حسین آتش پرور

 
منبع: نشریه ادبی گاف

من، چند براهنی می شناسم و دیگران شاید چندین براهنی و یا از آن چندین، چند تایشان را. اولین براهنی كه شناختم در « قصه نویسی » بود كه حرف های تازه ای می زد؛ منتقدی خلاق و با انرژی.دومین براهنی شاعر بود؛ با « مُصیبتی زیر آفتاب » ش دیدم. درشت و چهار شانه و چشمانی با نفوذ. موهای سرش از وسط ریخته بود. به « طلا در مس » كه داخل شدم چشمم به شخصیت دیگری افتاد؛ شخصیتی با نظریه های تند و جسورانه. گفتم: سلام آقای براهنی.یكی از براهنی هایی كه می شناسم دبیر بخش ادبی « مجله فردوسی » و سر دبیر « جهان نو »‌بود. براهنی بعد را در «روزگار دوزخی آقای ایاز» دیدم. و براهنی دیگر در « تاریخ مذكر »‌قدم می زد. براهنی بعد را كه به خاطر می آورم مترجم است. از روی « پلی بر رودخانه درینا » ش گذشته ام. یكی از براهنی ها را كه دیدم به یاد دارم از بنیانگذاران « كانون نویسندگان ایران » است. و براهنی بعد « استاد دانشگاه تهران » بود. براهنی دیگری را كه می شناسم در تركیه دری خوانده است. براهنی بعد تبریزی و آذری زبان است. و براهنی دیگر و دیگر و دیگر...« كیمیا و خاك. رازهای سرزمین من. آواز كشتگان. چاه به چاه. بحران رهبری نقد ادبی. قابله ی سرزمین من. آزاده خانم و نویسنده اش. بعد از عروسی چه گذشت و... اگر باز هم بخواهم بنویسم براهنی های بی شماری را به یاد خواهم آورد – و شما هم به خاطر خواهید داشت – آنقدر كه از این صفحات سر ریز خواهند شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 3:25  توسط حسین آتش پرور  | 



حسين آتش پرور:

دانش و جهان‌بيني‌ نويسنده از خواننده عقب مانده است



منبع: ایسنا

يک داستان نويس معاصر مهمترين ضعف داستان نويسي در دوران اخير را بي تجربه گي ها، آسان گيري ها، سطحي نگري ها، خودشيفتگي ها و دخالت هر کس در مسايل فني و تکنيکي داستان عنوان كرد.

حسين آتش پرور در گفت و گو با خبرگزاري دانشجويان ايران( ايسنا) - منطقه خراسان، با بيان اينکه دانش و جهانبيني نويسنده از خواننده عقب مانده است، اظهار داشت: بازار کلاس هاي داستان نويسي گرم و بازار جشنواره ها از آن گرم تر مي باشد؛ ما دو هزار داستان نويس و هزار خواننده داريم که در اين معادله نه از داستان خبر است و نه از داستان نويس.

وي با اشاره به تيراژ کتاب هاي داستان در اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 گفت: تيتراژ کتاب هاي داستان پنج هزار نسخه و جمعيت ما 35ميليون نفر بوده است و اين مقايسه نشان مي دهد که با اين جمعيت کنوني، تيتراژ کتاب داستان بايد 10 هزار نسخه باشد نه هزار جلد؛ ضرر اين توليد هاي انبوه و رشد درعرض و عنوان هاي زياد و رنگي و کم نور اين است که اعتماد خواننده را از دست مي دهيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 3:13  توسط حسین آتش پرور  |